خرید بک لینک

درباره سایت

100

آخرین مطالب

امکانات وب

امروزشاهدیه اتفاق نسبتاعجیب اماواقعی بودم...

گفته بودم که خانوم واقای همسایه قراره طلاق بگیرن ومدتهاست خونه شون روترک کرده اندونیستند،امروزدیدم رولبه ی چراغ خونه شون دوتایاکریم باچنان عشقی وصف نشدنی کنارهمدیگه نشستن،دقت که کردم فهمیدم قراره یه عضوجدیدبیارن وجنس ماده بیحرکته وجنس نر هم نگهبانی میده وهم غذابرای یاکریم ماده میاره....

فک کن توخونه ای که قراره دونفرطلاق بگیرن،دوتایاکریم میخوان بچه بیارن...

ماادمهاواوناپرنده...

چیشده؟چیشدیم؟

*هِدِر وبلاگ رو زودترعوض کردم گفتم شایدنتونم ویرایش کنم وهمچنین بنرمحرم روهم زدم،من که دلم برای پاییزومحرم بال بال میکنه شماچی؟


برچسبها: زندگی, فکروخیال, پندانه, ازرنجی که میبریم, ادمهای این دوروبر
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ساعت ۶:۲۷ ب.ظ توسط مُحَدِثه

برچسب: نویسنده: الینا زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 4 مهر 1396 ساعت: 10:36

صفحه بندی